الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )
152
الخصال ( فارسي )
و راستگويان و گواهان و نيكان برانگيخته گرداند و ايشان نيكو يارانى هستند ، على پرسيد اين احاديث در چه باشد ؟ گفت : از آنكه خدا يگانه است . بىنياز است و ايمان داشته باشى و وى را بپرستى و ديگرى را مپرستى ، نماز را با دست نماز كامل در وقت خويش بگزارى و تأخير روامدارى كه تأخير آن بىبهانهيى انگيزهء خشم خداست و زكات را بدهى و ماه رمضان را روزه بدارى و در صورت داشتن خواسته و توانايى حج گزاردن حج گزارى و از پدر و مادر عاق نباشى و خواستهء يتيم را به ستم مخورى و بادهگسارى مكنى و از بادههاى مستى آور منوشى ، زنا مكنى ، لواط مكنى : سخن چينى مكنى ، سوگند دروغ به خدا مخورى ، دزدى مكنى ، گواهى ناروا مدهى ، حق را از هر كه كه گفت بشنوى ، به ستمكار اگر چه خويش نزديك تو باشد تكيه مكنى ، هوا پرست مباشى ، دشنام و نسبت بد به زنان پاك دامن مدهى ، ريا كارى مكنى كه كمترين ريا شرك به خداست . به كوتاه مگوى تو كوتاه هستى ، به دراز مگوى تو دراز هستى به عنوان عيبجويى كردن ، كسى را دست ميندازى در گرفتارى و ناگوارى شكيبا باشى . ترجمهء ( 985 ) هر نعمتى كه خدا به تو داده آن را سپاس كنى : از شكنجهء خداى آسوده دل مباشى ، از آمرزش خداى نوميد مگردى از گناههاى خود به خداى بازگشت كنى ، چون بازگشت از گناه مانند